خبر رفتن

لغت نامه دهخدا

خبر رفتن. [ خ َ ب َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) اشاعه یافتن خبری در محلی. منتشر شدن خبری، در جایی. پخش گشتن خبردر موضعی. انتشار یافتن خبری در مکانی:
موضعی در همه آفاق ندانم امروز
کز حدیث من و حسن تو خبر می نرود.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

اشاعه یافتن خبری در محلی منتشر شدن خبری در جایی پخش گشتن.

جمله سازی با خبر رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قارن به پیش نوذر آمده خبر رفتن قراخان را به نوذر می‌دهد و اجازه می‌خواهد تا به پارس برود ولی نوذر پاسخ می‌دهد که طوس و گستهم را پیشتر فرستاده است.

💡 خسرو پس از رسیدن به ارمنستان، شاپور را می‌بیند که خبر رفتن او به تیسپون را به خسرو می‌دهد.

💡 نوذر با شنیدن خبر رفتن قارن به دنبال او می‌رود.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز