تتنای

لغت نامه دهخدا

تتنای. [ ] ( اِخ ) والی ایران در فلسطین. پیرنیا در تاریخ ایران باستان آرد: پس از آن داریوش فرمانی صادر کرد، بدین مضمون: «پس حال ای تتنای والی ماورای نهر شتر بوزنای و رفقای شما... که آن طرف نهر میباشید از آن دور شوید و بکار این خانه خدا متعرض نباشید اما حاکم یهود و مشایخ یهودیان این خانه خدا را در جایش بنا کنند و فرمانی نیز از من صادر شده که شما با این مشایخ یهودبرای بنا کردن این خانه خدا چگونه رفتار کنید...» ( ایران باستان ج 2 ص 988 ). رجوع به تتنای بخشش شود.

جمله سازی با تتنای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهایتاً این انبیاء به مقصود خود نرسیدند. تا سال ۵۱۹ ق‌م داریوش شاهنشاهی هخامنشی را آرام کرده بود و تتنایی ساتراپ ماورای فرات را به اورشلیم فرستاد. زروبابل از جایگاهش خلع شد و زکریای نبی هم پیشگویی‌اش را پس گرفت. هیچ بعید نیست هخامنشیان حتی او را کشته باشند. با این حال داریوش ساخت معبد را تأیید کرد، هرچند دیگر ادارهٔ یهودا را به اعضای سلسلهٔ داوود نسپرد. البته کسانی هم در اورشلیم بودند که از خلع داوودیان استقبال کردند، خاصه کاهنان که در نبود پادشاه می‌توانستند مثل کاهنان بابلی خودمختار باشند. بازماندگان جدلیا نیز از سلسلهٔ داوود دل خوشی نداشتند. نهایتاً اینان با همکاری ایرانیان نظام جدیدی بر یهودا حاکم کردند: فرماندار هخامنشی در صدر و پس از او سه نهاد یهودی — شورای مشایخ، مجمع کاهنان و مجمع مردمی — قرار گرفتند. از آنجا که یهودا در شاهنشاهی هخامنشی مرزهای مشخصی با همسایگانش نداشت، برای حفظ هویت یهودی شجره‌نامه‌هایی که در بابل تهیه شده بود، برای اهالی یهودا نیز گرد آورده شدند و ازدواج با خارجیان نیز ممنوع شد.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز