لغت نامه دهخدا
ایلاغ. ( ع مص ) آب آشامانیدن سگ در ظرف و درآمدن سر او در آن. آب خورانیدن سگ را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || آب دادن سباع و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ).
ایلاغ. ( ع مص ) آب آشامانیدن سگ در ظرف و درآمدن سر او در آن. آب خورانیدن سگ را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || آب دادن سباع و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکثر طوایف روستای لیرابی از شاخه هفت لنگ و باب دینارانی شامل طایفه «اورک» و تیره چهار بنیچه میباشند. لیرابی چهاربرادر در آن زندگی می کنند //میرتاجدالدین /میرحیدر /میرعلیرضا/میرخسرو ایلاغ گرمسیری مرقاب