اندرود

لغت نامه دهخدا

اندرود. [ اَ دَ ] ( اِ ) زینت و آرایش. || اندودگی. ( ناظم الاطباء ).
اندرود. [ اَدَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد با 313 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوب و سردرختی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
اندرود. [ اَ دَ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان ساری است. آب آن از رودخانه تجن و چشمه سار و محصول عمده اش برنج، پنبه، غلات و صیفی است. دارای 12 آبادی و 3900 تن جمعیت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان ساری است ٠ آب آن از رودخانه تجن و چشمه سار و محصول عمده اش برنج پنبه غلات و صیفی است ٠

جمله سازی با اندرود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندرود سفلی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کاغذکنان مرکزی بخش کاغذکنان شهرستان میانه واقع شده‌است.

💡 مهوش خرمی‌پور از روی ترجمهٔ آلمانی این اثر، در سال ۱۳۸۵ آن را با عنوان مرد داستان‌فروش منتشر کرد؛ همچنین این کتاب تحت عنوان دختر مدیر سیرک در سال ۱۳۸۶ توسط نشر گندمان به ترجمه‌ی اصغر اندرودی منتشر شده‌است.

💡 اندرود علیا یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کاغذکنان مرکزی بخش کاغذکنان شهرستان میانه واقع شده‌است.

💡 اندرود ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز