امتهان

لغت نامه دهخدا

امتهان. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بکار خدمت داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بادروزه داشتن. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بکار گرفتن کسی یا چیزی را. || بخدمت داشته شدن. بکار گرفته شدن. || بذل کردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ضعیف کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خوار و ضعیف داشتن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
کوه کنعان را فرو برد آن زمان
نیم موجی تا بقعر امتهان.مولوی.بشمرند آن ظلمها و امتهان
کز یزید و شمر دید آن خاندان.مولوی.از سلطان بضراعت و امتهان امان خواستند. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به بادروزه شود.

فرهنگ فارسی

بکار خدمت داشتن. یا باد روزه داشتن

جمله سازی با امتهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يهودى گفت: بر وصى هر پيغمبرى هفت بليه و امتهان وارد مى شود در حيات پيغمبر، وهفت بليه بعد از وفات آن پيغمبر، تو بگو كه آيا نسبت به تو هم واقع شده است ؟

💡 چون آن حضرت آن بليه ها و امتهان ها را بيان فرمود، اصحاب آن حضرت همه حاضربودند و همه تصديق نمودند.

💡 کوه و کنعان را فرو برد آن زمان نیم موجی تا به قعر امتهان

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز