اغتم

لغت نامه دهخدا

اغتم. [ اَ ت َ ] ( ع ص ) آنکه سخن پیدا نتواند گفت. ج، غُتم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه سخن هویدا نگوید. ج، غتم. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنکه سخن ناپیدا گوید. ( یادداشت بخط مؤلف ).آنکه هیچ چیز را بفصاحت نیارد. یقال: رجل اغتم و قوم غتم و اغتام و امراءة غتماء. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با اغتم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از تمام اين خطاب هاى درشت او را از مدينه بيرون و از آشيانه و خانه اش خارج كرد.على (ع ) را چندين مرتبه به ينبع تبعيد نمود. به ابن عباس مى گفت(قل له فليخرج الى ملك بالينبع ما اغتم به و لا يغتم بى ) به على بگو برود به ملكخودش در ينبع نه من از دست او ناراحت و نه او از دست من آزرده باشد.(54)

💡 و عجبت لمن اغتم كيف لايفزع الى قوله عزوجل: ((لاآله الاانت سبحانك انى كنت من الظالمين))(114) فانى سمعت الله عزوجل شانه يقول بعقبها (( فاستجبناله و نجيناه من الغم وكذلك ننجى المؤ منين ))

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز