لغت نامه دهخدا
اعاره. [ اِ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به اعارة شود.
اعاره. [ اِ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به اعارة شود.
(اِ رِ ) [ ع. اعارة ] (مص م. ) عاریت دادن چیزی را به کسی، به عاریت سپردن، ایرمان دادن.
اعارت: عاریت دادن، چیزی رابکسی بعاریت دادن
( مصدر ) عاریت دادن چیزی را بکسی بعاریت سپردن ایرمان دادن.
ماخوذ از تازی
اعارة
عاریت دادن چیزی را به کسی، به عاریت سپردن، ایرمان دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام صادق فرمود: ان الله تبارك و تعالى اعدائه اعاره اخلاقا من اخلاق اوليائه،ليعيش اوليائه مع اعدائه فى دولاتهم، و فى روايه اخرى، ولو ذالك لما تركوا وليالله الا قتلوه.
💡 مساءله 1 - در دهنده عاريه شرط است كه مالك منفعت آن عين باشد و اهليت تصرف درآن را داشته باشد پس عاريه غاصب عين و يا غاصب منفعت صحيح نيست، و در جريانفضولى در عاريه وجهى است قوى در نتيجه اگر غير مالك فضولتامال مالك را به كسى عاريه دهد و سپس مالكعمل او را امضاء كند عاريه صحيح است، و همچنين عاريه دادن كودك و ديوانه و محجوربعلت سفاهت و يا افلاس صحيح نيست مگر آن كه عاريه كودك و ديوانه و سفيه به اجازهولى آن ها و عاريه ورشكست به اجازه طلبكارها باشد، و در صحت اعاره كردن كودك بااذنى ولى احتمال است كه خالى از قوت نيست.