اصطلاء

لغت نامه دهخدا

اصطلاء. [ اِ طِ ] ( ع مص ) اصطلاء به آتش؛ بدان گرم شدن. طلب گرمی کردن بدان. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). تابیدن به آتش و گرم شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تبیدن. به آتش تابیدن: أو آتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون. ( قرآن 7/27 ). || و یقال: فلان لایُصْطَلی ̍ بناره؛ یعنی دلاوری است که کسی تاب مقاومت او را ندارد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). فلان لایصطلی بناره؛ اذا کان شجاعاً لایطاق. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با اصطلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و كلمه (شهاب ) به طورى كه در مجمع آمده، نورى است كه چون عمود از آتش بر خيزدو همچنين هر نورى كه مانند عمود امتداد داشته باشد به آن شهاب مى گويند و مراد ازشهاب در آيه مورد بحث شعله اى از آتش است و در مفردات گفته: شهاب به معناى شعلهاى از آتش افروخته است كه بالا رود، يا شعله اى كه در جو پيدا شود. و نيز در مفرداتگفته: كلمه (قبس ) به معناى آن مقدار آتشى است كه از آتشى ديگر بردارى و كلمه(تصطلون ) از اصطلاء است كه به معناى گرم شدن با آتش است.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز