لغت نامه دهخدا
اسفرنگ. [ اِ ف َ رَ ] ( اِخ ) اسفرنج است که قریه ای باشداز قرای سمرقند. ( برهان ). سپرنگ. ( جهانگیری ). مولد سیف الدین اسفرنگی شاعر. ( انجمن آرای ناصری ) ( غیاث ).
اسفرنگ. [ اِ ف َ رَ ] ( اِخ ) اسفرنج است که قریه ای باشداز قرای سمرقند. ( برهان ). سپرنگ. ( جهانگیری ). مولد سیف الدین اسفرنگی شاعر. ( انجمن آرای ناصری ) ( غیاث ).
از دیه های سغد سمرقند ( ماورائالنهر ) است. ضح. مولد سیف اسفرنگی شاعر معروف همین دیه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیف اسفرنگی از شعرای قصیده سرای قرن ششم و هفتم هجری است و چنانکه خود وی تصریح نموده در سال ۵۸۱ متولد شده. وی هشتاد و پنج سال عمر کرد و بنابراین در سال ۶۶۶ وفات یافت