ادوی

لغت نامه دهخدا

ادوی. [ اَدْ ] ( اِ ) داروئی است که آنرا اگر ترکی گویندو وج نیز خوانند و بعضی گویند دارویی است که آنرا بعربی صبر خوانند. ( برهان قاطع ). وج باشد که بترکی اگر و بهندی بج خوانند. ( فرهنگ رشیدی ). اگیر. ادوی و اذوی بمعنی صبر زرد است و در زبان آذری امروز معمول است و بمعنی اگیر که شیح است و وج که کالاموس آزیاتیکوس باشد شنیده نشده است.
ادوی. [ اُ دَ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به اُدَی و آن بطنی است از خزرج از انصار منسوب به ادی بن سعدبن علی بن اسدبن ساردةبن یزیدبن جشم بن الخزرج. و از آن بطن است معاذبن جبل بن عمروبن عوف بن عایدبن عدی بن کعب بن عوف بن ادی بن سعد الادوی الانصاری الخزرجی، از علمای صحابه که از رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم اسناد حدیث کند. ( سمعانی ).
ادوی. [ اَ وا ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از داء بمعنی درد: ای داء ادوی من البخل. ( تاج العروس ج 2 ص 384 س 23 در ماده سَوَدَ ).

فرهنگ فارسی

درد

جمله سازی با ادوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معمار گالری، کریستوفر هاتون ترنور، از تأثیر پذیرفتگان ادوی لاتی‌ینز و سی.اف.ای. وویزی بود. این ساختمان با الهام از جنبش هنر و پیشه، شامل گالری‌هایی با نور بالا است که آثار واتس را زیر نور طبیعی نمایش می‌دهد.

💡 جیدایگکی (انگلیسی: Jidaigeki) یک ژانر فیلم، تلویزیون، بازی ویدئویی و تئاتر در ژاپن است. معنای واقعی کلمه «درام دوره» است، جیدایگکی اغلب موضوعاتی در طول دوره ادوی تاریخ ژاپن، ۱۶۰۳–۱۸۶۸ را در بر می‌گیرد.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز