ابوصباح

لغت نامه دهخدا

ابوصباح. [ اَ ص َ ] ( اِخ ) ابراهیم بن نُعیم. رجوع به ابوصباح کنانی... شود.
ابوصباح. [ اَ ص َ ] ( اِخ ) ابن معمر. پیشوای فرقه ای از مجبره موسوم به صباحیّه است.
ابوصباح. [ اَ ص َ ] ( اِخ ) کنانی عبدی. ابراهیم بن نعیمم. در کوفه میزیست بمحله بنی کنانه و از این روی او را کنانی گفتند و از آل کنانه نیست و منسوب به بنی عبدالقیس است او یکی از روات امامیه وثقه است وی راکتابی است که از او جماعتی روایت کرده اند. و از اصحاب حضرت ابوجعفر محمّدبن علی زین العابدین و امام ابوعبداﷲ جعفر صادق و امام ابوابراهیم موسی الکاظم بوده است و حضرت صادق علیه السلام او را لقب ( ( میزان لاعین له ) ) داده و شیخ مفید و علامه حلّی و شیخ طوسی او را به صدق لهجه ستوده اند.
ابوصباح. [ اَ ص َ ] ( اِخ ) ورّاق. مؤذّن واسط. او از ام کثیر و عکلی از وی روایت کند.

جمله سازی با ابوصباح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوصباح: اين مطلب را به طور روشن براى من بيان فرمائيد.

💡 ابوصباح (ره ) مى گويد: وارد خانه شدم و به حضور امام باقر (ع ) رسيدم، و عرضكردم: (به خدا قسم (از دست زدن به پستان كنيز) قصد بدى نداشتم، مى خواستم برايمان در مورد شما (كه آيا از پشت پرده ها اطلاع داريد يا نه ) بيفزايد).

💡 ابوصباح كنانى (ره ) يكى از فقهاء، و شاگردان برجسته امام باقر (ع ) بود، روزىبه در خانه امام باقر، (ع ) آمد در را زد، دختركى (كه از كنيزان امام باقر (ع ) بود در راباز كرد، با دست به سينه او زد و گفت: (به آقايت بگو ابوصباح كنانى (ره ) است ).

💡 ابوصباح: هر گاه من با مردى درگيرى لفظى پيدا مى كنم، او به من مى گويد: (اىجعفر خبيث !)

💡 2 - نهى از منكر امام باقر (ع ) ابوصباح كنانى (ره ) يكى از فقهاء، و شاگردان برجسته امام باقر (ع ) بود، روزىبه در خانه امام باقر، (ع ) آمد در را زد، دختركى (كه از كنيزان امام باقر (ع ) بود در راباز كرد، با دست به سينه او زد و گفت: (به آقايت بگو ابوصباح كنانى (ره ) است ).

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز