ابوالرجال
لغت نامه دهخدا
ابوالرجال. [ اَ بُرْ رِ ] ( اِخ ) خالدبن محمد انصاری بصری. محدث است.
ابوالرجال. [ اَ بُرْ رِ ] ( اِخ ) سالم بن عطا. محدث است.
ابوالرجال. [ اَ بُرْ رِ ] ( اِخ ) عقبةبن عبید طائی، برادر سعیدبن عبید طائی. محدث است.
ابوالرجال. [ اَ بُرْ رِ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمن بن حارثه. محدث است و از انس بن مالک روایت کند.
ابوالرجال. [اَ بُرْ رِ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمن انصاری ( ؟ ).
جمله سازی با ابوالرجال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این مورد قاضی علی بن صالح ابوالرجال یکی از شاعران قرن یازدهم قصیدهای طولانی در وصف اب سرودهاست که چند بیت از آن در اینجا میآوریم: