ابو مسلمه

لغت نامه دهخدا

ابومسلمه. [اَ م ُ ل ِ م َ ] ( اِخ ) سعیدبن یزید بصری. محدث است.
ابومسلمه. [ اَ م ُ ل ِ م َ ] ( اِخ ) عکیربن سمیربن یزیدالقیسی. محدث است.

فرهنگ فارسی

محدث است

جمله سازی با ابو مسلمه

💡 محمدبن مسلمه به كوفه رفت و آتش به درون قصر سعد افكند و سعد را در قصرشغافلگير ساخت. سعد سراسيمه از قصر بيرون آمد و پرسيد: اين چه كارى است ؟

💡 معاويه دو نفر به نام هاى حبيب بن مسلمه فهرى وشرحبيل بن سمط را به نزد اميرالمؤ منين على عليه السلام فرستاد نا با او احتجاج كنند.

💡 و نيز گفته اند كه خالد بن وليد در همان هنگام در شام بود و او محمد بن مسلمه را در كشتنسعد بن عباده يارى داد. (280)

💡 پس از آنکه گروهی ده نفره از مسلمانان به سرکردگی محمد بن مسلمه به منطقه ذی‌القصه و به جهت سرقت گوسفندان اهالی مدینه توسط ساکنان آن منطقه اعزام شدند؛ گروه با کمین اهالی منطقه غافلگیر شده و همگی جز محمد بن مسلمه کشته شدند. این شکست سبب شد تا محمد گروه دیگری را به فرمانده‌ای ابی عبیده جراح به منطقه اعزام نماید.

💡 مسلمه فرمان داد پلى را كه پشت سر سپاه يزيدبن مهلب بود، آتش زنند تا راه تداركاتو پشتيبانى آنان بسته گردد.

💡 غرض آنكه آدمى نمى داند كه كدام سخن در او خواهد گرفت، مسلمه بسيار موعظه شنيدهبود اما هيچيك در او چنان نگرفته بود كه اين.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز