لغت نامه دهخدا
ابن شاطر. [ اِ ن ُ طِ ] ( اِخ ) علی بن ابراهیم بن شاطر. عالم ریاضی دمشقی. او راست کتابی بنام نهایةالسول و نیز زیجی. وفات 777 هَ.ق.
ابن شاطر. [ اِ ن ُ طِ ] ( اِخ ) علی بن ابراهیم بن شاطر. عالم ریاضی دمشقی. او راست کتابی بنام نهایةالسول و نیز زیجی. وفات 777 هَ.ق.
عالم ریاضی دمشقی
ابن شاطِر (دمشق ح ۷۰۵ـ همان جا ح ۷۷۷ق)
(شهرت علاءالدین ابوالحسن علی بن ابراهیم) منجم برجستۀ مسلمان و سازندۀ آلات و ابزار رصد. در کودکی هنر کنده کاری روی عاج را از جدش آموخت. در حدود ۱۰سالگی برای فراگرفتن علم نجوم به قاهره و اسکندریه رفت و با دیدن مجموعه ای که ابوعلی مراکشی در حدود ۶۷۹ق دربارۀ نجوم و آلات نجومی در قاهره فراهم آورده بود، به مثلثات کروی علاقه مند شد. مدتی نیز در دمشق در مسجد اموی کارش تعیین اوقات نماز از طریق علم نجوم بود. مهم ترین کار وی در نجوم، نظریۀ سیاره ای اوست. ابن شاطر در الگوی سیاره ای خود، تغییرات بدیعی در الگوی بطلمیوسی وارد کرد. نظریۀ سیاره ای او نخستین بار در دهۀ ۱۹۵۰ بررسی و معلوم شد که الگوهای وی از نظر ریاضی با الگوهای کُپرنیک یکی است. ابن شاطر همچنین مخترع دو نوع رُبع دایره ای (وسیلۀ قدیمی نجومی) موسوم به رُبع دایره ای علایی و ربع دایره ای تام است که نوع علایی آن در کتابخانۀ ملی پاریس نگهداری می شود. ازجمله آثار منسوب به اوست: نهایةالغایات فی اعمال الفلکیات، در نجوم سیاره ای؛ نهایةالسؤل فی تصحیح الاصول، در نظریۀ سیاره ای؛ تعلیق الارصاد، دربارۀ رصدها؛ زیج ابن الشاطر/الزیج الجدید که کتاب دستی نجوم همراه با جداول است؛ النفع العام فی العمل بالرُّبع التام؛ رسالة فی الربع العلائی؛ ایضاح المُغَیَّب فی العمل بالربع المُجَیّب؛ تحفة السامع فی العمل بالربع الجامع؛ الروضات المُزهِرات فی العمل بربع المُقنطرات؛ رسالة فی اصول علم الاصطرلاب؛ اُرجوزة فی الکواکب، منظومه ای دربارۀ ستارگان؛ رسالة فی استخراج التاریخ، در محاسبات گاهشماری.
💡 ۱) ستارهشناسان دورهٔ اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودهاند که در رصدخانهٔ مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.
💡 امروزه پس از کشف نظریات غیر بطلمیوسیِ مکتب مراغه در دهه ۱۹۵۰ توسط کندی، تحقیقات بسیاری در زمینه ارتباط مدل کوپرنیک با مدلهای غیر بطلمیوسی در مکتب مراغه انجام گرفتهاست. از آنجایی که بعضی از راهکارهای هندسی کوپرنیک برگرفته از کتب منجمین اسلامی است، این ارتباط با قوت بیشتری مطرح میگردد: قضیه هندسی جفت طوسی، روش فلک تدویر ابن شاطر برای حذف معدل المسیر از جمله مباحثی است که از نجوم دوره اسلامی عیناً در کارهای کوپرنیک منعکس شدهاست.