معرقه

لغت نامه دهخدا

( معرقة ) معرقة. [ م ُ ع َرْ رِ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث مُعَرِّق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معرق شود.
- ادویه معرقة؛ داروهایی که خوی از مسامات بیرون آرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). داروهایی که موجب تحریک غده های ترشح کننده عرق شوند. و رجوع به معرق و معرقات شود.
معرقة. [ م ُ رِ ق َ / م ُ ع َرْ رِ ق َ ] ( اِخ ) راهی است به سوی شام که قریش از آن راه می رفتند. ( منتهی الارب ). راهی است که به کنار دریا منتهی می شود و قریش از این راه آمد و رفت داشتند. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث معرق. یا ادوی. معرقه. داروهایی که موجب تحریک غدد مترشح. عرق شوند.

جمله سازی با معرقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل بناى اين مسجد حكايتى دارد كه مرحوم حاج ميرزا حسين نورى در كتاب نجم الثاقب(249) و در كتاب كلمه طيبه (250) به نقل از تاريخ قم، تاءليف حسن بن محمد بنحسن قمى كه او نيز از كتاب مونس الحزين فى معرقه الحق و اليقين شيخ صدوقنقل نموده است (251) و ما در اين جا اين حكايت مشهور رانقل مى كنيم: شيخ عفيف صالح حسن حسن بن مثله جمكرانى مى گويد:

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز