لغت نامه دهخدا
مرداش. [ م َ ] ( اِ ) تاریخ و قصه و حکایت. || باغ و بوستان. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
مرداش. [ م َ ] ( اِ ) تاریخ و قصه و حکایت. || باغ و بوستان. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
مرداش ( به عربی: مرداش ) یک روستا در سوریه است که در ناحیه شطحه واقع شده است. مرداش ۱٬۸۹۹ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرداش گر ز خون صید دیگر زیب فتراک است بگو تا کشته در فتراک بیدادم نگه دارد