لغت نامه دهخدا
قسطان. [ ق ُ ] ( ع اِ ) قوس قزح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قسطانی و قسطانیه شود.
قسطان. [ ق َ ] ( ع اِ ) غبار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قسطان. [ ق ُ ] ( ع اِ ) قوس قزح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قسطانی و قسطانیه شود.
قسطان. [ ق َ ] ( ع اِ ) غبار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس برخی از روایات، این واقعه برای علی بن ابیطالب پس از درگذشت محمد نیز رخ دادهاست. در این خصوص قسطانی از دانشمندان اهل سنت نیز این ماجرا را برای علی بن ابیطالب گزارش کردهاست.