قسطانی
لغت نامه دهخدا
قسطانی. [ ق ُ نی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قسطانة، و آن را کشتانه نیز خوانند. ( اللباب ). رجوع به قسطانة شود.
قسطانی. [ ق ُ نی ی ] ( ع اِ ) قوس قزح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قُسطان و قسطانة شود.
قسطانی. [ ق ُ نی ی ] ( اِخ ) محمدبن مفضل بن عروةبن خالدبن زیدبن زیادبن میمون رازی. مولی علی بن ابی طالب ( ع ) و از راویان است. وی از محمدبن خالدبن حرملة عبدی و هدبةبن خالد و جز آنان روایت کند و از او حمزةبن عبداﷲ مالکی و محمدبن مخلد و ابوبکر شافعی و ابن ابی حاتم و جز ایشان روایت دارند. وی مردی راستگو بود. ( اللباب ).
جمله سازی با قسطانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظاهراً خانواده پس از سالها دوری از وطن به گرجستان بازمیگردند. چون بخش فارسی بیبیسی مرگ آسیا قسطانیان را اعلام کرد از زندگی او در سالهای آخر عمر در شهر تفلیس خبر میداد.
💡 برخی از مورخان تاریخ سینمای ایران بر این باورند که نقش آفرینی آسیا قسطانیان در فیلم حاجی آقا آکتور سینما ساخته اوانس اوگانیانس که در ۱۱ بهمن سال ۱۳۱۲ در تهران اکران شد، نخستین حضور زن در سینمای ایران است. روحانگیز سامی نژاد با بازی در اولین فیلم ناطق تاریخ سینمای ایران به نام دختر لر، نخستین حضور رسمی زن در سینمای ایران را رقم زد. این فیلم در سال ۱۳۱۲ توسط اردشیر ایرانی و با همکاری عبدالحسین سپنتا در بمبئی ساخته شد و سامی نژاد، نقش گلنار را بازی کرد. سینمای ایران در این دوره علاوه بر وجود مخالفتهایی از سوی روحانیت با پدیده دیگری به نام سانسور هم مواجه شد. به استناد پژوهشها، تغییر بخش کوتاهی از دیالوگ جعفر و گلنار، بازیگران فیلم دختر لر، نمونهای از این وضعیت است.