لغت نامه دهخدا
قرمود. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ثمرالغضا. ( اقرب الموارد ). || بزبچه کوهی. ( منتهی الارب ). ذکر الوعول. ( اقرب الموارد ). تکه کوهی. ( منتهی الارب ). ج، قرامید. ( اقرب الموارد ).
قرمود. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ثمرالغضا. ( اقرب الموارد ). || بزبچه کوهی. ( منتهی الارب ). ذکر الوعول. ( اقرب الموارد ). تکه کوهی. ( منتهی الارب ). ج، قرامید. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حـريـثـى هـم كـه بـرقـى در محاسن و علىّبن ابراهيم در تفسير خود روايت كرده اند امامصادق (ع ) قرمود: منظور از نگهدارى خدا، نگهدارى از دين او بود، يعنى خداوند او را نگهداشـت از ايـن كـه مـفـتـون آن هـا گـردد و از نـظـر ديـن و آيـيـن بـه آن هـامـتـمـايـل شـود، وگـرنـه از نـظـر ظـاهـر او را قـطـعـه قـطـعـه كـردنـد و بـهقتل رسانيدند.(812)