غس

لغت نامه دهخدا

غس. [ غ َ ] ( ع اِ صوت ) آوازی که با آن گربه را میرانند. ( قطر المحیط ).
غس. [ غ ُس س ] ( ع ص ) مرد سست و ناکس. ( واحد و جمع در وی یکسان است ).( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الضعیف و اللئیم من الرجال. ( قطر المحیط ). || بخیل. ( تاج العروس ).
غس. [ غ َس س ] ( ع مص ) درآمدن در بلاد و رفتن. ( منتهی الارب ). وارد شدن به شهری و از آنجا گذشتن بی کج کردن راه: غس فی البلاد؛ دخل فیها و مضی قُدماً.( اقرب الموارد ). || عیب کردن خطبه. ( منتهی الارب ). عیب کردن خطبه خطیب را. ( از اقرب الموارد ). || غوطه دادن کسی را در آب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زجر کردن گربه رابه کلمه غَس. ( منتهی الارب ). راندن گربه با کلمه غس. || انا اَغَس و اءُسقی ̍؛ یعنی طعام و شراب خورانیده شدم. ( منتهی الارب ). انا اُغس و أسقی؛ ای اطعم. ( اقرب الموارد ). || غَس َّ البعیر ( مجهولاً )؛ شتر بیماری غساس گرفت. و نعت آن مغسوس است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

در آمدن در بلاد و رفتن وارد شدن بشهری و از آنجا گذشتن بی کج کردن راه غیب کردن خطبه

جمله سازی با غس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازمانده فیلم سینمایی تاریخی در مورد جنگ استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸، به کارگردانی سیف‌الله داد و بازیگری سلمی المصری، جیانا عید، بسام کوسا، جمال سلیمان و غسان مسعود، محصول سال ۱۳۷۳ است.

💡 1 - مسعودى مى گويد: محمّد بن فرج در محله معروف به ((سراى غسان )) واقع در شهرگرگان برايم نقل كرد: ابودعامه به من گفت: به عيادت امام هادى - كه بيمار بود و براثر بيمارى در آن سال وفات كرد - رفتم، همينكه خواستم از حضور حضرت مرخص شومايشان فرمودند: اى ابودعامه حقّت بر ما واجب گشت. دوست دارى برايت حديثى بگويم كهخشنود شوى ؟

💡 281- مسيب در جنگ بر يرموك جزء شصت نفرى است كه داوطلبانه به جنگ شصت هزارنفر عرب انصارى غسان رفتند و نيز در دولت حقه على عليه السلام نام او جزو امراءعراق زياد ذكر مى شود.

💡 جمال الاتاسی به سوی سوسیالیسم قومی روی آورد، وی این افکار را به هنگام اقامت در فرانسه کسب کرده بود. یک روزنامه‌نگار سوری بنام غسان الامام، وی را «پدر سوسیالیسم سوریه» “ توصیف می‌کند.

💡 4- مكر زرقاء چون آمنه مادر پيامبر صلى الله عليه و آله، به حضرت حامله شد كهانت كاهنانمختل شد سطيح كه كاهنى بود معروف از طايفه غسان به رزقاء يمامه كه او هم كاهنه بودنامه نوشت كه بايد در خاموش كردن اين نور به هر مكر و خدعه متمسك شد.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز