لغت نامه دهخدا
عشوه سازی. [ ع ِش ْ وَ / وِ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت عشوه ساز. عشوه زنی. عشوه کاری. ( فرهنگ فارسی معین ). کرشمه و دلفریبی. ( ناظم الاطباء ).
عشوه سازی. [ ع ِش ْ وَ / وِ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت عشوه ساز. عشوه زنی. عشوه کاری. ( فرهنگ فارسی معین ). کرشمه و دلفریبی. ( ناظم الاطباء ).
عمل و حالت عشوه ساز عشوه زنی عشوه کاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز یک سو دلبری و عشوه سازی ز دیگر سو نیاز و عشقبازی
💡 بتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیست که این معامله سربازی است، بازی نیست!