عزم کردن

لغت نامه دهخدا

عزم کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قصد کردن. آهنگ کردن:
ز بعد یوسف ایوب صابر آمد باز
بدهر بد صدوهفتاد و کرد عزم سفر.ناصرخسرو.گر کردی این عزم کسی را ز تفکر
نفرین کندی هر کس بر آزر بتگر.ناصرخسرو.نکند باز رأی صید ملخ
نکند شیر عزم زخم شکال.؟ ( از کلیله ودمنه ).همه سر عقلم و چون عزم کنم
همه تن جان شوم ان شأاﷲ.خاقانی.چون نیست وجه زر نکنم عزم مکه باز
جلباب نیستی به سر و تن درآورم.خاقانی.چون ملکان عزم شدآمد کنند
نقل بنه پیشتر از خود کنند.نظامی.بعد از آن برخاست عزم شاه کرد
شاه را زآن شمه ای آگاه کرد.مولوی.عزم کردم و نیت جزم که بقیت عمرفرش هوس درنوردم. ( گلستان سعدی ).
من همه قصد وصالش میکنم
وآن ستمگر عزم هجران میکند.سعدی.وگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن
کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت.سعدی.از خیال عشق دل عزم رمیدن میکند
حمد بر نقاش این شیر از کشیدن میکند.میرزا شریف الهام تخلص ( از آنندراج ).اجماع؛ عزم کردن بر کاری. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قصد کردن آهنگ کردن تصمیم گرفتن.

جمله سازی با عزم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمربند وقتی به کمر بسته می‌شود اطمینان، آسایش، قدرت و نیرو می‌دهد. «کمر بستن» مصمم و آماده شدن به انجام کاری، عزم کردن و «کمر به کاری بستن»، با تصمیم و آمادگی به آن پرداختن است. در معنی مخالف این، «کمرگشادن»، از کار بازماندن و ترک فعالیت معنی می‌دهد.

💡 از چه بایست در چنین وقتی عزم کردن سوی سفر ز حضر

💡 عزم کردن کاندر استقبال هم بر معاصی باشدت اقبال کم

💡 به عزم کردن او کارهای خرد و بزرگ چنان برآید گویی که عزم اوست قضا

💡 چون نظر افتاد بر وی شاه را خواست او مر عزم کردن راه را

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز