لغت نامه دهخدا
عذر داشتن. [ ع ُ ت َ ] ( مص مرکب ) معذور بودن. || کنایه از حایض بودن است.
عذر داشتن. [ ع ُ ت َ ] ( مص مرکب ) معذور بودن. || کنایه از حایض بودن است.
( مصدر ) ۱ - بهانه داشتن. ۲ - حیض بودن ( زن ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تربيت مكتبى فرزندان، رسالت سنگين والدين است و در سايه چنين تربيتى،نسلى خداشناس، متعهد، پاكدامن و مؤ دب به جامعه اسلامىتحويل مى شود. در حديث ياد شده، آثار چنان تربيت را خدايى زيستن،اهل اطاعت بودن، مايه آراستگى و آبروى والدين بودن و در پيشگاهخداوند عذر داشتن به شمار آورده است. آنچه اين آثار را فراهم مى سازد، تربيتبر اساس مبانى دين و رهنمودهاى اهل بيت پيامبر است.اصول و روشهاى چنين تربيتى بايد از فرهنگ اسلام و باورهاى دينىگرفته شود، تا اين حق به شايستگى ادا گردد.