طغر

لغت نامه دهخدا

طغر. [ طَ ] ( ع مص ) درآمدن بر کسی. یقال: طَغَرَ علیهم؛ اذا دَغَرَ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || دفع کردن. ( منتخب اللغات ).
طغر. [ طُ غ َ ] ( ع اِ ) مرغی است. ج، طِغْران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم طائری است معروف و جمع او طِغْران.

فرهنگ فارسی

مرغی است

جمله سازی با طغر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالکریم حکمت یغمایی (زاده ۱۷ فروردین ۱۳۲۸ –درگذشته ۱ شهریور ۱۳۹۹) فرزند ابوالقاسم طغری یغمایی، شاعر و پژوهشگری از منطقهٔ خور و بیابانک می‌باشد.

💡 تا چون تو شاهی را ثنا گویم ز جان صبح و مسا کت چارک غزنی خداکت بنده یک طغر لتکین

💡 چرخ... دید و دستی بر سرش مالید و گفت زین سپس دست از سر طغر لتگین برداشتم

💡 نه خود سلطان درویشان خاص است احمد مرسل که از نون والقلم طغر است بر منشور فرقانش

💡 هنرمندان خوشنویسی مدرنی هستند که امروزه از مشخصه طغری استفاده می کنند. نمونه هایی از طغراهای رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین و آکیهیتو، امپراتور ژاپن است که توسط هنرمند ولادیمیر پوپوف ساخته شده است.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز