طباعت
مترادفها
چاپ، نشر
لغت نامه دهخدا
طباعت. [ طِ ع َ ] ( ع اِمص ) شمشیرسازی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || فن چاپ. فن طبع.
فرهنگ معین
(طِ عَ ) [ ع. طباعة ] (اِمص. ) ۱ - چاپ کردن. ۲ - شمشیرسازی.
ویکی واژه
چاپ کردن.
شمشیرسازی.
جمله سازی با طباعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غلام محیالدین انیس در کشور مصر نشو و نما یافتهاست. به تشویق محمد اسمعیل مشهور به افندی که در آن وقت از طرف افغانستان برای خریدن ماشینهای طباعتی به مصر رفته بود به افغانستان آمد و مدت دو سال در مدرسهٔ سعیدیهٔ هرات اقامت نمود.
💡 پیش از اختراع دستگاههای مدرن، فرآیند طباعت کتابها بسیار زمانبر و دشوار بود و تنها توسط متخصصان بسیار ماهر و با دست انجام میشد.
💡 صنعت طباعت در دوران معاصر با ظهور تکنولوژیهای دیجیتال و چاپ رنگی، تحولی عظیم یافته و سرعت تولید کتابها و مجلات را افزایش داده است.
💡 برای انتشار یک اثر ادبی ارزشمند، مراحل مختلفی از جمله تدوین، ویرایش و در نهایت طباعت در بهترین کیفیت ممکن باید با دقت طی شود.