فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) ۱ - باختن. ۲ - رشوه دادن.
(دَ ) (مص ل. ) ۱ - باختن. ۲ - رشوه دادن.
باختن.
رشوه دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جنگ، می کند لب خاموش کار تیغ دادن جواب مردم نادان چه لازم است؟
💡 خوش بود در قدم صافدلان جان دادن کاش در پای خم می شکند شیشه ما
💡 دادن کام دلی به هیچ، تسلّی این همه بیرحم من نداشت تأمّل
💡 بزر دادن نشد راضی و شر داد همه جا گیرها را سربسر داد
💡 در دادن دل به زلفت ای عهد شکن نبود سر مویی که از جانب من
💡 بده تا میتوانی داد، داد دادن ای منعم که دست اغنیا را هست دادن شکر گیرایی