صلی

لغت نامه دهخدا

صلی. [ ص َل ْی ْ ] ( ع مص ) بریان کردن گوشت را یا در آتش افکندن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || در آتش درآوردن کسی. ( منتهی الارب ). در آتش درآوردن. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || بد سگالیدن کسی را. ( منتهی الارب ). بد سگالیدن. ( مصادر زوزنی ). || به هلاک افکندن. || کشیدن گرمی آتش را. || فریب دادن. || چاپلوسی کردن. || مدارا نمودن. || سوخته شدن به آتش. || کشیدن سختی کار را. ( منتهی الارب ).
صلی. [ ص ُ لی ی ] ( ع مص ) کشیدن گرمی آتش را. || کشیدن سختی چیزی را. || گداخته شدن به آتش. || درآمدن در آتش. ( از اقرب الموارد ).
صلی. [ص َ لا / ص ِ لا ] ( ع مص ) کشیدن گرمی آتش را. || کشیدن سختی چیزی را. || گداختن به آتش. || درآمدن در آتش. ( از اقرب الموارد ).
صلی. [ ] ( ع اِ ) در تجوید علامت خاصه است مواردی را که وقف جایز است لیکن وصل اولی است.
صلی. [ ص َ لا ] ( ع اِ ) هیزم و فروزینه آتش. وقود. || آتش. ( اقرب الموارد ).
صلی. [ ص ُ ل َی ی ] ( اِخ ) ناحیتی است قرب زبید به یمن. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

ناحیتی است قرب زبید به یمن

جمله سازی با صلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال‌النبی صلی‌الله علیه وسلم «الا حسان ان تعبد الله کانک تراه».

💡 همی آید که درویشی را با ملکی ملاقات افتاد. ملک گفت: «حاجتی بخواه.» گفت: «من از بندهٔ بندگان خود حاجت نخواهم.» گفت: «این چگونه باشد؟» گفت: «مرا دو بنده‌اند که هر دو خداوندان تواند: یکی حرص و دیگر امل.» و رسول گفت، صلی اللّه علیه و سلم: «الفَقْرُ عزّ لِّأهْلِه».

💡 مطربا شام هجران سحر شد می دمد صبح و صلی منور

💡 گفت: فرود آی و به ذلت و خواری آب بخور که والله من رفیق و نوکر کسی نیستم. حجاج فرود آمد و آب خورد و پس گفت: ای اعرابی بهترین مردمان کیست؟ گفت: رسول خدای - صلی الله علیه و سلم - بر رغم تو.

💡 از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده‌است: لیس شیء أشدّ علی الشّیطان من القرائة فی المحصف نظراً

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز