بد سگالیدن

لغت نامه دهخدا

بد سگالیدن. [ ب َ س َ / س ِ دَ ] ( مص مرکب ) دشمنی کردن بدخواهی نمودن. زیان رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). مکر. ( مجمل اللغة ). رجوع به سگالیدن شود.

فرهنگ فارسی

دشمنی کردن بدخواهی نمودن.

جمله سازی با بد سگالیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمونه: زدودن، ستردن، سگالیدن، آزمایش، هزینه.

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز