لغت نامه دهخدا
صافح. [ ف ِ ] ( ع ص ) ماده شتر که شیر آن رفته و خشک شده باشد. ( منتهی الارب ).
صافح. [ ف ِ ] ( ع ص ) ماده شتر که شیر آن رفته و خشک شده باشد. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((انَّ المؤ من اذا صافح المؤ من تفرّقا عن غير ذنبٍ)).(753)
💡 و من صافح امراه حراما جاء يوم القيامه مغلولا ثم يومر به الى النار.