مغلولا

لغت نامه دهخدا

( مغلولاً ) مغلولاً. [ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) غل برنهاده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). به حال مغلول. به وضع غل بر گردن و دست و پای افکنده:آنان را مغلولاً از زندان به پای چوبه دار بردند.

فرهنگ فارسی

بشکل مغلول غل و زنجیر بگردن و دست افکنده: [ ماموران دولت آنان را مغلولا بپایتخت فرستادند. ]
غل بر نهاده به حال مغلول

جمله سازی با مغلولا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و من تعلم القرآن ثم نسيه متعمدا لقى الله يوم القيامه مجذوما مغلولا و يسلط الله عليهبكل آيه حيه موكله به.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز