شیشه خانه

لغت نامه دهخدا

شیشه خانه. [ شی ش َ / ش ِ ن َ / ن ِ ] ( اِمرکب ) اطاق آینه کاری. ( یادداشت مؤلف ):
همچو سنگ منجنیقی آمدی
آن سخن بر شیشه خانه او زدی.مولوی.رفتم به شیشه خانه و چیدم به پیش او
الوان زجاج پر می گلرنگ یک قطار.ارادت خان واضح ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اطاق آینه کاری

جمله سازی با شیشه خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناخن حریف آبله دل نمی شود بر قلب شیشه خانه افلاک می زنیم

💡 اگر تو آدمیی وز نژاد دیو نه ای ز شیشه خانه گردون چرا گذر نکنی؟

💡 تا کی به شیشه خانه مشرب زنند سنگ؟ زهاد را به باطن مینا گذاشتیم

💡 جام جم گر شکند در صف مستان چه عجب شیشه خانه خمار سلامت باشد

💡 جمعیت دل ارطلبی سنگ تفرقه افکن به شیشه خانه اسباب دنیوی

💡 ز شیشه خانه دل، چهره عرقناکش چنان گذشت که بر لاله زار ژاله گذشت

سرخرگچه یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز