لغت نامه دهخدا
سیه مغز. [ ی َه ْ م َ ] ( ص مرکب ) کسی را گویند که سودا بر مزاجش غلبه کند و خلل دماغ داشته باشد. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ).
سیه مغز. [ ی َه ْ م َ ] ( ص مرکب ) کسی را گویند که سودا بر مزاجش غلبه کند و خلل دماغ داشته باشد. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ).
( صفت ) شخصی که سودا بر مزاجش غلبه کرده و خلل دماغ داشته باشد.
کسی را گویند که سواد بر مزاجش غلبه کند و خلل دماغ داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دردت افزون باد ای نایی به من برگوی راست زین سیه مغزان ازرق طیلسان باکی مدار
💡 همی رای داری که افزون کنی ز خاک سیه مغز بیرون کنی