لغت نامه دهخدا
سیاووش گرد. [ گ ِ ] ( اِخ ) همان سیاوخش گرد و سیاوش گرد است:
همی رفت سوی سیاووش گرد
بروز سپندارمذ ماه ارد.فردوسی.سیاووش گردش نهادند نام
همه شهر از آن شارسان شادکام.فردوسی.
سیاووش گرد. [ گ ِ ] ( اِخ ) همان سیاوخش گرد و سیاوش گرد است:
همی رفت سوی سیاووش گرد
بروز سپندارمذ ماه ارد.فردوسی.سیاووش گردش نهادند نام
همه شهر از آن شارسان شادکام.فردوسی.
همان سیاوحش گرد و سیاوش گرد است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گسی کن به سوی سیاووش گرد مگردان بدآموز را هیچ گرد
💡 بدو گفت رو تا سیاووش گرد ببین تا چه جایست بر گرد گرد
💡 برفتند سوی سیاووش گرد چو آمد دو تن را دل و هوش گرد
💡 برفتند سوی سیاووش گرد پس پشت و پیش سپه بود گرد
💡 ز یک سو شدی آتش تیزگرد برافروختی از سیاووش گرد