لغت نامه دهخدا
سوراخ کن. [ک ُ ] ( اِ مرکب ) پرماه. مثقب. مته. ( ناظم الاطباء ).
سوراخ کن. [ک ُ ] ( اِ مرکب ) پرماه. مثقب. مته. ( ناظم الاطباء ).
پر ماه و مثقب و مته
سوراخ کن یا پانچ وسیله ای ست برای سوراخ کردن کاغذ برای قرار دادن در پوشه یا زونکن. سوراخ کن در انواع دوسوراخه و چهارسوراخه وجود دارد.
سوراخ کن را ماتیاس تیل اختراع کرد و فریدریش زونکن در نوامبر ۱۸۸۶ آن را به ثبت رساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینه خود را ز آه آتشین سوراخ کن تا توانی ره در آن محفل چو مجمر یافتن
💡 به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی برون گریز و بو سوی بحر شهد و شکر
💡 برفت و بیاورد. گفت: در هاون کن، و خرد بسای. آنگاه پاره ای روغن بر وی افگن تا خمیر گردد، و از وی سه مهره بکن و هر یک را به سوزن سوراخ کن وبه نزدیک من آر.
💡 اشاراتی همه چون خنجر تیز جگر سوراخ کن، خونابه انگیز
💡 دیده ای دارد حجب سوراخ کن پرده ها را بر درد از بیخ و بن
💡 دیدهای باید سبب سوراخ کن تا حجب را بَرکَنَد از بیخ و بن