سندان گذار

لغت نامه دهخدا

سندان گذار. [ س ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) که از سندان بگذرد. سخت برنده که از سندان عبور کند. که سندان را بشکافد. گذرکننده از سندان کسی که تیرش ازسندان بگذرد: قیماز شمشیر سندان گذار بر نیزه او زد و نیزه او را قلم کرد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). شاه برخاست و شمشیر سندان گذار برکشیدو بر گردن او زد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
آتشکده شود دل سندان نهاد مرد
زآن آبدار صفحه سندان گذار تیغ.مسعودسعد.پیش سنان نیزه سندان گذار تو
چون عنکبوت خانه بود آهنین حصار.سوزنی.ترک خدنگ افکن سندان گذار
برهمه شیرافکن اژدرشکار.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

که از سندان بگذرد. سخت برنده که از سندان عبور کند.

جمله سازی با سندان گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیزهٔ سندان گذار و تیر خارا خوار تو هر دو چون تقدیر یزدان است در رفتن صواب

💡 نازنینی که از کمان فراق تیر سندان گذار خورد نه ای

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز