لغت نامه دهخدا
سنبل تر. [ سُم ْ ب ُ ل ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زلف و خط و خال. ( آنندراج ). کنایه از خط جوانان و زلف خوبان. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ):
صد پیل وار خواهدم از زر خشک از آنک
مشک است پیل بالا در سنبل ترش.خاقانی.
سنبل تر. [ سُم ْ ب ُ ل ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زلف و خط و خال. ( آنندراج ). کنایه از خط جوانان و زلف خوبان. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ):
صد پیل وار خواهدم از زر خشک از آنک
مشک است پیل بالا در سنبل ترش.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منه بر رخ دو گیسوی معنبر مسوزان اندر آتش سنبل تر
💡 در بر ماه ختن مشک ختاچین بر چین بر سر سرو چمن سنبل تر نو بر نو
💡 سنبل تر بر گل افشان کرده است تار زلفش بسته بر عارض نقاب
💡 دی زلف ترا باد سحر می جنباند بر برگ سمن سنبل تر می جنباند
💡 آنزلف مسلسل که چنان می پیچد چون سنبل تر بر ارغوان می پیچد
💡 آمد بر من زلف مشوش کرده وز سنبل تر لاله منقش کرده