لغت نامه دهخدا
سمیل. [ س َ ] ( ع اِ ) بقیه آب در تک حوض و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ):
سمیلان چو برمی نگیرد قدم
وجودیست بی منفعت چون عدم.سعدی ( بوستان ).|| ( ص ) جامه کهنه. ( آنندراج ): ثوب سمیل. ( منتهی الارب ).
سمیل. [ س َ ] ( ع اِ ) بقیه آب در تک حوض و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ):
سمیلان چو برمی نگیرد قدم
وجودیست بی منفعت چون عدم.سعدی ( بوستان ).|| ( ص ) جامه کهنه. ( آنندراج ): ثوب سمیل. ( منتهی الارب ).
بقیه آب در ته حوض و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استان دهوک به هفت شهرستان تقسیم شده است: عمادیه، دهوک، سمیل، زاخو، عقره، شیخان و بردهرش.
💡 خانکه یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در شهرستان سمیل واقع شدهاست. اهالی آن از ایزدیان هستند.