لغت نامه دهخدا
سعیدخانلو. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل.دارای 219 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
سعیدخانلو. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل.دارای 219 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ده از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل.
سعیدخانلو در زبان ساکنین به علت نزدیکی به روستای کریق بزرگ به نام داش کریق یا کریق کوچک نیز خوانده میشود یک روستا در ایران است که در دهستان یورتچی غربی واقع شده است. سعیدخانلو ۱۴۵ نفر جمعیت دارد.
از محصولات مورد کشت محصول و درست کردن لبنیات مرغوب این روستا میتوان به کره حیوانی، پنیر، عسل، کشت: عدس، نخود، جو و گندم اشاره کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعیدخانلو در زبان ساکنین به علت نزدیکی به روستای کریق بزرگ به نام داش کریق یا کریق کوچک نیز خوانده میشود یک روستا در ایران است که در دهستان یورتچی غربی واقع شدهاست. سعیدخانلو ۱۴۵ نفر جمعیت دارد.