لغت نامه دهخدا
سرسرای. [ س َ س َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به سرسرا شود.
سرسرای. [ س َ س َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به سرسرا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بمبگذاری در پایان کنسرت که بخشی از تور «زن خطرناک» بود صورت گرفت. انفجار به دنبال خاتمه کنسرت در محدوده سرسرای سالن سرپوشیده رخ داد. آریانا گرانده در بمبگذاری آسیب ندید. ایستگاه ویکتوریا منچستر در نزدیکی این سالن تخلیه و بسته شد و خدمات رسانی لغو شد. پلیس اعلام کردهاست که در انفجار ۲۲ تن کشته شدهاند و بیش از ۵۹ تن نیز زخمی شدهاند.
💡 زیر بار مشکلات، بیشتر وزیران دولت فروغی کابینه را ترک کردند و او در یازدهم اسفند کابینهای با ترکیب تازه به مجلس معرفی کرد و رأی اعتماد گرفت. اما یک ساعت بعد در سرسرای مجلس اعلام استعفا کرد و مخفی شد و حاضر نشد دیگر مسئولیت دولت را بپذیرد.
💡 این شهر ۵۰ اثر تاریخی و ۲۵۰ خانه کهن - که بیشترشان به سدههای هجدهم و نوزدهم بازمیگردند- دارد. برای نمونه مسجد آدینه این شهر در سده دهم میلادی راهاندازی شد و در سالهای ۱۷۸۸–۸۹ میلادی بازسازی گردید. همچنین سرسرای ستوندار شناخته شده این شهر که دارای ۱۱۲ ستون از مصالح ساختمانی کهن هنوز سرپاست.
💡 سرسرای ورودی خانهٔ امیر فخریان؛ نام سرسرای خانهای تاریخی مربوط به دورهٔ پهلوی است و در شهرستان مشهد، شهر مشهد، میدان طبرسی، کوچهٔ محراب، کوچهٔ طلایی، بنبست اول، سمت راست، پلاک ۳۶ واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۴۰۰۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.