سرادار

لغت نامه دهخدا

سرادار. [ س َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) در زبان کنونی «سرای دار» ( از: سرای + دار ( دارنده ) ) به خادم منازل بزرگ و مؤسسات اطلاق میشود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). کسی را گویند که خدمت دارالشفا کند و به احوال بیماران بپردازد. ( برهان ). خدمتکار بیمارستان. ( ناظم الاطباء ). اسباب دارالشفا:
از آن دیوانه ناکرده زنجیر
سراداران بسی خوردند تشویر.حکیم نزاری.|| در این زمان شخصی را میگویند که خدمت کاروانسرا میکند. ( برهان ). خدمتکار کاروانسرا. ( ناظم الاطباء ). خادم مهمانخانه: و مرسومات حراس و وظایف سقا و سرقفلی سرادار. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 56 ).

فرهنگ عمید

نگهبان سرا، دربان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نگهبانی سرای ( قلعه بیمارستان کاروانسرا و خانه ) کند دربان.
در زبان کنونی بخادم منازل بزرگ و موسسات اطلاق میشود. یا خدمتکار کاروانسرا خادم مهمانخانه.

جمله سازی با سرادار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ابتدا این شهر اقامتگاه نوبی‌ها بود و باغ ناترون نامیده می‌شد، بعدها انگلیسی‌ها در اواخر قرن نوزدهم به عنوان پایگاه نظامی مورد استفاده قرار دادند و جزیره سرادار نام گرفت، اما پادشاه فؤاد اول نام جزیره را دوباره به جزیره شاه تغییر داد، تا اینکه در انقلاب مصر در ژوئیه سال ۱۹۵۲ رئیس‌جمهور فقید جمال عبدالناصر دستور داد به جزیره گیاهان تغییر نام دهند.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز