زیلی

لغت نامه دهخدا

زیلی. ( ص نسبی، از اتباع ) ( زخم و... ) مترادف و تابع زخم و زیلی به معنی زخمدار و زخمناک و دارای زخمهای بسیار است. ( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
زیلی. ( اِخ ) احمدبن محمد ابی البرکات الزیلی السیواسی، مکنی به ابوالثناء. وی در سال 974 هَ. ق. مشهور گشت. او راست: زبدةالاسرار. ( از معجم المطبوعات ).
زیلی. ( اِخ ) محرم بن عارف بن حسن، مکنی به ابواللیث. از علماء قرن دهم هجری. او راست: هدیة الصعلوک فی شرح تحفةالملوک در فقه حنفی که در رمضان سال 979 هَ. ق. تألیف آن را به پایان رسانید. ( از معجم المطبوعات ج 1 ص 343 ).

فرهنگ فارسی

محرم بن عارف بن حسن مکنی به ابو اللیث از علمائ قرن دهم هجری.

جمله سازی با زیلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کانال بزرگ به نام «مروارید» در ولسوالی شیوهٔ ننگرهار اعمار در سال ۱۳۸۸ به بهره‌برداری سپرده شد. این کانال توسط کشور جاپان با هزینهٔ ۱۰میلیون دالر اعمار گردید. کانال مروارید از دریای کنر از منطقهٔ زیلی بابا ولایت کنر آغاز می‌شود و با از عبور از منطقهٔ شیوه و دشت گمبیری به بند درونته می‌انجامد. کانال «مروارید» که ۲۴ کیلومتر طول دارد. در جریان ۷ سال ساخته شده و هزاران جریب زمین بایر و هزاران جریب زمین زراعتی را آبیاری خواهد کرد