زیزی

لغت نامه دهخدا

زیزی. [ زَ زا ] ( ع اِ ) ( از «زی ز» ) زمین درشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زیزاء. ( اقرب الموارد ). || پشته خرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بهر دو معنی رجوع به زیزاء شود.
زیزی. [ زا ] ( اِخ ) موضعی است به شام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
زیزی. ( اِخ ) عزیزی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ). رجوع به عزیزی شود.، زی زی. ( ع اِ ) ( از «زی ز» ) حکایت آواز پریان. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به زیزم شود.

فرهنگ فارسی

عزیزی
حکایت آواز پریان

جمله سازی با زیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیزی عادل (عربی: زيزي عادل؛ زادهٔ ۲۶ اکتبر ۱۹۸۷) موسیقی‌دان اهل مصر است.

💡 تنگ بوستان زیزی، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.اهالی این روستا از طایفه ی سادات امامزاده علی می باشند.

💡 زیرنسه زیزی، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 برآفتآب زیزی، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز