لغت نامه دهخدا
زیزم. [ زی زَ / زَ زَ ] ( ع اِ )( از «زی م » ) حکایت آواز پریان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
زیزم. [ زی زَ / زَ زَ ] ( ع اِ )( از «زی م » ) حکایت آواز پریان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
💡 این ساختمان در سه جبهه شمالی، شرقی و غربی شکل گرفته که بخش شمالی آن سه طبقه و بخشهای دیگر دو طبقه میباشد. زیزمین قسمت شمالی دارای حوضخانه میباشد که تزیینات گچبری و کاربندی دارد. در طبقه همکف، اتاق طنبی قرار گرفته که در جلو آن ایوان ستوندار با سرستونهای گچبری شده وجود دارد. ارتفاع طنبی، که بعدها تا حدودی تغییر یافته است، در طرفین آن و در طبقه فوقانی دو اتاق کلهای را به وجود آورده است که فضاهای جانبی طنبی به آنها قابل دسترسی میباشد.