لغت نامه دهخدا
زنند. [ زَ ن َن ْ ] ( ص ) بمعنی آراسته بود. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). آراسته و پیراسته و زیبا. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) آرایش.( برهان ) ( آنندراج ). آرایش و زینت. ( ناظم الاطباء ).
زنند. [ زَ ن َن ْ ] ( ص ) بمعنی آراسته بود. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). آراسته و پیراسته و زیبا. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) آرایش.( برهان ) ( آنندراج ). آرایش و زینت. ( ناظم الاطباء ).
💡 64 - بگو: (اى اهل كتاب ! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، كه جزخداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم، و بعضى از ما، بعض ديگر را- غير از خداى يگانه - به خدايى نپذيرد. هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد:گواه باشيد كه ما مسلمانيم !)
💡 رسول خدا خبر يافت كه جمعى از (بنى ثعلبه ) و (محارب ) به رهبرى مردى بهنام (دعثور بن حارث ) در محلّ (ذى اءمرّ) فراهم گشته اند تا در پيرامون مدينه دستبه چپاول زنند.
💡 جمعی که زد بهم صفشان شورِ کربلا- در حشر، صفزنان، صف محشر بهم زنند
💡 کهن شده است بغزنین فکنده در میدان دهل زنند برو خود دهل زنان بر در
💡 از بهر آنکه سیمکند سکه را قبول بر سیم لازمست که از مس زنند بار
💡 الان تمام ملت مى گويند ما نمى خواهيم، الان مى گويند ما نمى خواهيم، الان مى گويندكه مرگ بر اين سلطنت پهلوى، اين رفراندومى است كه همه مردم، همه مردم در همه بلادايران دارند فرياد مى زنند كه ما نمى خواهيم، بازارها را مى بندند.(854)