لغت نامه دهخدا
زنده زا. [ زِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بچه زا. ج، زنده زایان. بچه زایان. پستانداران. ( فرهنگ فارسی معین ).
زنده زا. [ زِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بچه زا. ج، زنده زایان. بچه زایان. پستانداران. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) بچه زا جمع زنده زایان بچه زایان پستانداران.
💡 رازبورای دم قرمز یک ماهی آکواریومی محبوب است که جریان آبی با حرکت آهسته و پر از گیاه را ترجیح میدهد. این ماهی به معنای واقعی کلمه یک ماهی گله ای است و تقریباً همیشه در دستههای متراکم مشاهده میشود. این ماهی، گونه ای مقاوم و بسیار صلح جوست که میتواند با دیگر گونههای صلح جو مانند لوچ، تتراهای کوچک و بزرگ، ماهیهای زنده زا، لجن خوار و انواع رنگین ماهیها نگهداری شود.