زاردشت

لغت نامه دهخدا

زاردشت. [ دُ ] ( اِخ ) همان زرتشت است که زردشت باشد. ( برهان قاطع ). بجای نام زرتشت آمده است.( لغات شاهنامه تألیف دکتر شفق ص 152 ):
اگر شاه باشم و گر زاردشت
نهالین ز خاکست و بالین ز خشت.فردوسی.رجوع به زارتشت و زرتشت و زاردهشت و مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی ص 62 شود.

جمله سازی با زاردشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زاردشت، زاراهشت، وزراتشت (اين سه، بر وزن: خارپشت )

💡 آموزه‌های اخلاقی و فلسفی زاردشت در کتاب‌های مقدس او، تأثیر بسیار عمیقی بر تفکر بسیاری از ادیان و مکاتب فلسفی بعدی در جهان گذاشته است.

💡 بسیاری از پژوهشگران تاریخ با مطالعه زندگی زاردشت، تلاش می‌کنند تا ریشه‌های اصلی باورهای مذهبی و فرهنگی منطقه ایران و آسیای مرکزی را بیابند.

💡 اشعار و متون قدیمی که به زاردشت و پیام‌های او اشاره دارند، نشان‌دهنده شکوه و عظمت دوران باستان در سرزمین‌های هندواروپایی هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران