ریقو

لغت نامه دهخدا

ریقو. ( ص نسبی ) ریخو. ( ناظم الاطباء ). ریغو. ریخو. آنکه ماسکه سست دارد. ( یادداشت مؤلف ). شخصی که شکمش خودبخود برود. ( آنندراج ). || مجازاًسخت ضعیف و نحیف و لاغر. رجوع به ریخو و ریغو شود.

فرهنگ فارسی

ریخو. ریغو. آنکه ماسکه سست دارد. شخصی که شکمش خودبخود برود.

جمله سازی با ریقو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسب جاهش میخ صد پهلو به... در سپوخت کله ی ریقو به انگشت ندم خارید و رفت

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز