لغت نامه دهخدا
رژیسور. [ رِ سُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) آنکه اجرای نمایشنامه را رهبری کند. صحنه گردان. ( فرهنگ فارسی معین ). گرداننده صحنه و امور نمایش در تماشاخانه و تآتر. ( یادداشت مؤلف ).
رژیسور. [ رِ سُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) آنکه اجرای نمایشنامه را رهبری کند. صحنه گردان. ( فرهنگ فارسی معین ). گرداننده صحنه و امور نمایش در تماشاخانه و تآتر. ( یادداشت مؤلف ).
(رِ سُّ ) [ فر. ] (ص. اِ. ) آن که اجرای نمایشنامه را رهبری کند، صحنه گردان.
آن که اجرای نمایشنامه را رهبری کند؛ صحنه گردان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او تئاتر اروپایی را اندکی دیده بود و چون به ایران بازگشت، مسبب تحولی در اجرای تعزیههای درباری شد. در این دوره بود که تکیه دولت ساخته شد و بدعت دیگر، وجود تعزیهگردان بود که معادل ناظم نمایش یا رژیسور است. مقارن این احوال بود که نخستین رشته از نمایشهای غیر مذهبی به زبان فارسی نوشته و بازی شد.