لغت نامه دهخدا
روی دربایستی. [ دَ ی ِ ] ( حامص مرکب ) رودربایستی. رودرواسی. شرم حضور. مأخوذ به حیا شدن. ( از فرهنگ فارسی معین ).
روی دربایستی. [ دَ ی ِ ] ( حامص مرکب ) رودربایستی. رودرواسی. شرم حضور. مأخوذ به حیا شدن. ( از فرهنگ فارسی معین ).
رودربایستی. رودرواسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمر قذافی از روی شواهد موجود میتوان گفت نفخ و باد شکم بسیار شدیدی داشت؛ ولی نه خودش نگران آن بود و نه در نشان دادن این مشکل و عوارض آن به اطرافیان روی دربایستی داشت. جان سمیسون سردبیر بینالمللی بیبیسی میگوید: «در یکی از مصاحبههایی که من با او انجام دادم بعد از هر پرسش من سرش را بالا میانداخت و قاه قاه میخندید. در مصاحبه دیگری که ضبط آن حدود ۴۰ دقیقه طول کشید، او مرتب و با صدای بلند بادی میداد. برایش خیلی عادی بود و تلاشی هم نمیکرد آن را پنهان کند.».