لغت نامه دهخدا
روز مبادا. [ زِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز سختی و پریشانی: همیشه در اندیشه روز مبادای خود باش. ( از فرهنگ عوام ).
روز مبادا. [ زِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز سختی و پریشانی: همیشه در اندیشه روز مبادای خود باش. ( از فرهنگ عوام ).
روز سختی و پریشانی. همیشه در اندیشه روز مبادای خوش باش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (يحسب ان ماله اخلده ) - يعنى او خيال مى كند مالى كه براى روز مبادا جمع كردهزندگى جاودانه به او مى دهد، و از مردنش جلوگيرى مى نمايد، بنابر اين منظور از جمله(اخلده ) كه صيغه ماضى است، معناى مضارع - آينده - است، به قرينه جمله(يحسب ) كه آن نيز مضارع است.
💡 و بخاطر همين جنگهاى خانمان برانداز و مايه فناى دنيا و هلاكت حرث ونسل است كه مى بينيم لايزال ملت هائى خود را با سلاح هاى خونينى مسلح ميكنند و ملتهائى ديگر براى اينكه از آنها عقب نمانند و در روز مبادا بتوانند پاسخ آنان را بگويند،ميكوشند خود را به همان سلاح ها مسلح سازند و موازنه تسليحاتى را برقرار سازند.
💡 کس بدین روز مبادا که من بد روزم کس بدین گونه مسوزاد که من می سوزم
💡 هر چه از پیش نظر رفت به یادش آرند یارب آن روز مبادا که کنی یاد مرا!
💡 روزم از شب بتر و شب بتر از روز بود هیچ دشمن به چنین روز مبادا که منم
💡 هر چند به صد خواریم افتاده به راهش آن روز مبادا که به جای دگر افتم